چشمان یک عبور
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
پنجشنبه 26 مهر ماه سال 1386

یک شب آتش در نیستانی فتاد

سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد

 

شعله تا مشغول کار خویش شد

هر نی ای شمع مزار خویش شد

 

نی به آتش گفت کاین آشوب چیست

مر تورا زین سوختن مطلوب چیست

 

گفت آتش بی سبب نفروختم

دعوی بی معنیت را سوختم

 

زان که می گفتی نی ام با صد نمود

همچنان در بند خود بودی که بود

 

با چنین دعوی چرا ای کم عیار

برگ خود می ساختی هر نو بهار

 

مرد را دردی اگر باشد خوش است

درد بی دردی علاجش آتش است

 

مجذوب تبریزی


یکشنبه 22 مهر ماه سال 1386
فصل باران

 

ای باد بی​آرام ما با گل بگو پیغام ما

کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا

ای فصل با باران ما بر ریز بر یاران ما

چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

ای از تو آبستن چمن وی از تو خندان باغها

ای باد های خوش نفس عشاق را فریاد رس

ای پاکتر از جان و جا آخر کجا بودی کجا !

 


شنبه 14 مهر ماه سال 1386
ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

 

چو بنمودی و بربودی ثبات از عقل و صبر از دل بباید چاره‌ای کردن کنون آن ناشکیبا را
مرا سودای بت‌رویان نبودی پیش ازین در سر ولیکن تا تو را دیدم گزیدم راه سودا را


چهارشنبه 4 مهر ماه سال 1386
جور از حبیب خوش تر کز مدعی رعایت

 

سبحانک یا مغیث ، تعالیت یا غیاث  ، اجرنا من النار یا مجیر

 ای پناه دهنده ما را پناه ده از  ...

                                      هر چه غیر تو  

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
home loan
home loan Counter

Powered by BlogSky.com

هر کجا هستم،باشم
آسمان مال من است.
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت؟
شناسنامه کامل من...