| |
| جمعه 27 بهمن ماه سال 1385 |
|
اگر هزار غم است از جفای او بر دل
هنوز بنده ی اویم که غمگسار منست
درون خلوت ما غیر در نمیگنجد
برو که هرکه نه یار منست بار منست
|
|
| |
| سه شنبه 24 بهمن ماه سال 1385 |
|
و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب
ومن یتوکل علی الله فهو حسبه
به قول حضرت حافظ
قسم به دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کار ساز کنید |
|
| |
| پنجشنبه 19 بهمن ماه سال 1385 |
|
دل من زخمی رنگ است می دانم که می دانی
و این آیینه را زنگ است می دانم که می دانی

اللّهم انّی اُشهدک و کفی بک شهیداً |
|
| |
| شنبه 14 بهمن ماه سال 1385 |
| در پی هر گریه |
|
من، بر این ابری که این سان سوگوار
اشک بارد زار زار
دل نمیسوزانم ای یاران، که فردا بیگمان
در پی این گریه میخندد بهار.
ارغوان میرقصد، از شوق گلافشانی
نسترن میتابد و باغ است نورانی
بید، سرسبز و چمن، شاداب، مرغان مست مست
گریه کن! ای ابر پربار زمستانی
گریه کن زین بیشتر، تا باغ را فردا بخندانی!
گفته بودند از پس هر گریه آخر خندهایست
این سخن بیهوده نیست
زندگی مجموعهای از اشک و لبخند است
خنده شیرین فروردین
بازتاب گریه پربار اسفند است.
ای زمستان! ای بهار
بشنوید از این دل تا جاودان امیدوار:
گریه امروز ما هم، ارغوان خنده میآرد به بار
|
|
|
|
| |
| دوشنبه 9 بهمن ماه سال 1385 |
|

توبارفتنت بارخی گلگون من وتاقیامت دلی پرخون
|
|