چشمان یک عبور
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
پنجشنبه 30 آذر ماه سال 1385

ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد

 نترس از شب یلدا بهار آمدنی است.


سه شنبه 21 آذر ماه سال 1385
جادوی سکوت

من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
ای سکوت ای مادر فریاد ها
ساز جانم از تو پر آوازه بود
 تا در آغوش تو راهی داشتم
چون شراب کهنه شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یاد ها
 من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت ای مادر فریاد ها
گم شدم در این هیاهو گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من
 


شنبه 11 آذر ماه سال 1385
بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت...

السلام علیک ایها الامام الرئوف 

 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا


یکشنبه 5 آذر ماه سال 1385
و خدا بر ما می بارد!

 

 

گاهی ما کویریم و خدا باران،

 خدا بر ما می بارد، یک ریز و بی امان، اما کویر خشک است.

 اما کویر، سخت؛ اما کویر، سفت؛

 بارش خدا بر آن فرو نمی رود. انبوه می شود و راه می افتد و سیل به پا می کند؛ پر هیاهو و پر غوغا.

 و همه می فهمند که خدا بر ما باریده است؛

 زیرا عاشق می شویم و نام آن سیل به راه افتاده، عشق است...

 

 

گاهی ما باغیم و خدا برف،

خدا بر ما می بارد؛ آرام و بی صدا، خاک باغ، نرم است و پذیرا. خدا بر آن می نشیند و ذره ذره در آن نفوذ می کند؛

بی هیچ غوغایی و بی هیچ هیاهو. و کم کم در آن پایین در عمق پنهان روح، سفره های روشن آب پهن می شود.

اما ما خاموشیم و دیگر کسی نمی داند که خدا بر ما باریده است،

هر چند که باز عاشقیم و نام آن سفره های روشن آب نیز عشق است.

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
home loan
home loan Counter

Powered by BlogSky.com

هر کجا هستم،باشم
آسمان مال من است.
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت؟
شناسنامه کامل من...