در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبحو چنان بیتابم، که دلم میخواهدبدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.دورها آوایی است، که مرا میخواند...
از خانه خویش آهنگ او کن
او در خانه اش منتظر است،تو را به فریاد می خواند...
دعوتش را لبیک گو!