چشمان یک عبور
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
دوشنبه 29 اسفند ماه سال 1384

یا مقلِّب القُلوبِ و الأبصار

یا مدبِّرَ اللَّیل و النَّهار

یا محوِّل الحَولِ و الأحوال

حوِّل حالنا الی أحسن الحال

 

خدایا

 به من چگونه زیستنی عطا کن

 که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است

حسرت نخورم

و مردنی که بر بیهودگیش سوگوار نباشم...

 


دوشنبه 29 اسفند ماه سال 1384
حرف آخر

حرف را باید زد!

درد را باید گفت!

سخن از مهر من و جور تو نیست.

سخن از

متلاشی شدن دوستی است،

و عبث بودن پندار سرورآور مهر

آشنایی با شور؟

و جدایی با درد؟

و نشستن در بهت فراموشی

یا غرق غرور؟!!

سینه ام آینه ای است،

با غباری از غم،

تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار.


شنبه 27 اسفند ماه سال 1384
چه روز هایی خوب که در من و تو گل آفتاب می رویید

 باز هم سهراب و باز هم مسافر

دلم گرفته

دلم عجیب گرفته است.

و هیچ چیز

نه این دقایق خوشبو ، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش

نه این صداقت حرفی ، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست 

نه

هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف  نمی رهاند

و فکر می کنم

که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد.

....

اما نه

با خود می گویم : خدا سهمی از وجود من است ؛

 


جمعه 26 اسفند ماه سال 1384
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم...


چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1384
خوشا به حال...

                  خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

                                      و دست منبسط نور روی شانه ی آنهاست


   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
home loan
home loan Counter

Powered by BlogSky.com

هر کجا هستم،باشم
آسمان مال من است.
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت؟
شناسنامه کامل من...